X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : سه‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1391 | 18:02 | نویسنده : سید ذبیح موسوی

لمپن ها

چیست گره کوری که سبب حجم کم تحملات در انتقاد پزیری میشود؟ چیست ناتوانی دستهای گارگری که تا سخن از عدالت می اید از اعتدال با او سخن میگویند؟چیست خوره ابتذال شخصیتی که با گریم ارمانگرایی و دینگرایی بزک میشود؟ انگار من، تو، ماو همه باید مثل هم فکر کنیم. انگار تفکر مطلقه ای وجود ندارد.انگار ارائه ایده های فردی به شرط مصالح من دراوردی بنیادیست. پس تو و من و ما و همه چه تفاوتی خواهیم داشت؟ هیچ...اینجا ، اینبار یقین پیدا میکنم که انسانها به هنگام نادانی و تقلید مانند بردگانند.

افتو که میزند به سینه میهنمان ،مردمکانیکه بیدار میشوند، راه میروند ، خط و نشان میکشند، گرمشان میشود معادلات در ذهنهاشان جست و خیز میکنند امروز چند تومان میشود به دست اورد و شب راحت خوابید و از شر تفکر کردن خلاص شد. بیچاره اویی که اندیشه اش را قصه کرد و جلوی چشمهاگذاشت که لذت فکر کردن را با مردمش تقسیم کند خبر نداشت  از چشمهایی که از لای ریشهای جو گندمی او را می پایدنند، تا به وقتش لمپن های مذهب نگاره و سیاه جامه را به هیاهویی چاق نموده ،عرصه اجتهاد را تنگ کرده و زیر بیشه ای تاریک تکه تکه اش کنند.

چیست که کس نمشود انگار به مثل خود بیاندیشد و از سیاقی که نمیشود تن داد گریز زد؟ ان میشود که گاه و بی گاه لمپن های سیاه جامه به موعضه مردمکان مشغولند و کسانی در شرکت نفت ماهیانه شش میلیون حقوق میگیرند و کارگرانی در همان شرکت نفت با چهارصد و پنجاه تومان از اندیشیدن باز میمانند؟؟؟و تو که به این تحمل کم انتقادی تلنگری گر بزنی.........



پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 14444

  • بهترین هاست
  • غاز
  • ضایعات