X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : سه‌شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1392 | 16:45 | نویسنده : سید ذبیح موسوی

مرثیه ای برای یک روئیا

این روزها همگان می بینند بختک نزول اقتصادی چگونه بر پیکره جغرافیای وایکینگ ها چنبره زده. همه چیز اشفته است و البته ما در این اشفته بازار کار خود می کنیم.این روزها سلاخی کردن دیکتاتورها عجب کیفی به ادمها می دهد و ما نزورات عقب افتاده خود ادا می کنیم. این روزها مهاجران سرخ پوست کش قاره نو هم به تنگ امده و سرعت ترن تکنولونوژی را جز بدبختی و فقر و درمانگی نمی دانند. در این بل بشو افسار گسیخته هیچ چیز به اندازه دین ، فرهنگ و هنر پناه ادمیان نیست.افعالی که فلاسفه قرن نوزدهم و بیستم مایع سر افکندگی ، درد و مرض و خونریزی انسان های گذشته میدانستند. در این بازاره مکاره اما موجوداتی فرا واقعی نان را به جنس و نرخ دین و دیانت به مردمان عرضه می کنند. این روزگار که شرافت نیز هولوگرام تقلبی بر پوستین دارد هیچ چیز به اندازه هنر صمیمی نیست. هر چند نا بلدان استاد شوند.

ما به واسطه ماشینها امورات خود را به سرعت پیش می بریم. همیشه عجله داریم. درنگ فعل حرامیست این روزها. با اینهمه شتاب ادمیان ایا به ارامش رسیده اند؟ دغدغه های عادی مردم مثل مسکن و گوجه و پیاز رفع گردیده؟ نه. هنوز هم خوانواده هایی را در تپه الله و اکبر می توان یافتط که گرسنه صورت را کبود کرده اند. ما از طبیعت خود را مستقل کرده، افسردگی بر خود خریده ایم. دولتمردان ممالک مختلف انگشت مسخره به حکومتدارهای ریاضت کش اقتصادی گرفته حال انکه دولت خود سالهاست ریاضت سر در لحاف پیچانده شده دارد. ادمها در این اشوب دست به اعمال فطرتی می زنند.موسیقی گوش می کنند. عکس می گیرند. نماز می خوانند. به کوهها و بیابانها پناه می برند و تئاتر بازی می کنند. اما!.؟



اما با پیچیدگی و ادغام امیال و افعال ناب درونی بشر، ایا ارامش و بیداری وجدان محقق می شود؟ به کدام کوه و بیابان پناه می بری وقتی همه جا محل استقرار سپرهای موشکی است و استثنائی هم وجود ندارد. حتی اگر به همان هم قانع باشی جیب خالی و نان گران...

به همین چند خط قناعت میکنیم...



پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 14542

  • بهترین هاست
  • غاز
  • ضایعات