X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1391 | 12:59 | نویسنده : سید ذبیح موسوی

تهاجم فرهنگی

ساختار پردازی واژه ها در ادبیات معاصر ما مدتی هست که دچار مرض دوگانگی و کج فهمی گردیده. چرا که منشع تولد اینگونه ادبیات واسطه جایگاه قدرتی و گاهی تقدس ارائه شده از سوی اقلیتی خاص میباشد.اینگونه است که واژه نگاری به سلیقه ها بیشتر شبیه است تا به مفاهیم.بله البته دعوای ما سر کلمات و اسم ها نیست.نقد ما بر تخریب مفاهیم است که از سوی همین نا مکان بودن نقطه ها متوجه میشود.

البته همشه هم تقدس ها به تنهایی تاثیر گذار نیستند گاهی هم هست که تعاریف از توی خیابان میزند بیرون و میشود سبک و سیاق. از زبان و ذهن مردود چماق بدستان زعفرانیه و لات و لوت های قیطریه و لمپن های ناصر خسرو...چیزی مثل <فیلم فارسی>؟.!یعنی فیلمهای کوچه بازاری و شیلنگ تخته دهه چهل و پنجاه سینمای ایران میشود شناسه سینمایی یک ملت.

یعنی وقتی در پلانی ما میبینیم شهناز تهرانی با بهروز وثوق خوابیده این بدون شک فیلم فارسیست و لابد سینمای متفکر انقلابی میشود سینمای مهرجویی.این قیافه دجال رخ را دو واژه تعبیر میکنند. واژه هایی که برای تعریف از صنفی پیشینه تفکری متوجه ان نیست و استاندارد فراگیری هم برای ان قائل نیستیم.اصاصا راه خود میرویم حتی اگر به چاه باشد.که میشود که:بهار عربی=بیداری اسلامی. ریاضت اقتصادی=اقتصاد مقاومتی. خلیج پارس=خلیج اسلامی.زیبا شناسی=فساد اخلاقی. تمایل به بدعتها=تهاجم فرهنگی و و و...

میگوییم غلبه فرهنگ یا  واژگانی که کلاسه شده به بیانی:تهاجم فرهنگی؟؟؟ اما فرهنگ چیست؟ همه میدانیم فرهنگ یعنی کنش ها و واکنش های راهبردی که در ذات یک جامعه مدرن اتفاق میافتد. کما اینکه این جامعه مدرن متعلق باشد به قرون گذشته یا اینده. فرهنگ یعنی ایدوئولوژی موثر ارتباطات انسانها.فرهنگ یعنی ویترین اخلاق و تعامل در رفتار های متناسب با شرایط زیستی. فرهنگ یعنی کاملترین شکل دیپلماسی و دیالوگ برای امیختن با اقوام تا تجربه کردن رفتارهای ارتماسی انها.فرهنگ یعنی خوب.شما نمیتوانید بگویید چه خوب بدی. فرهنگ یعنی سفید و متمعنا نمی توان گفت:چه سفید سیاهی. خوبی و سفیدی امید هستند.عاشق میکنند و خرد می افرینند تا جا خوش کنند.مثل اشعار مولانا. مثل این تک بیت شیخ  که میگوید :بنی ادم اعضای یکدیگرند...مثل اشعار شکسپیر و رمانهای ولیام فاکنر و رقص جمعی کولی های اسکاتلند در جشن پنیر...فرهنگ مهاجم نیست.پس هجوم نمی برد.پزیرش میشود. عشاق در برابر کرشمه فرهنگ تاب نمی اورن.چرا که انسانها به دنبال خوبیند و سفیدی. انچه مهاجم است و مخرب بدعتهاست. والبته تمایل فریبنده ادمیان به فرهنگ که گاه بدعتها خود را بجای فرهنگ قالب می کنند. مدل ها شاید گاهی گداری جزء ناچیزی از فرهنگ باشند !اما نه تمام فرهنگ. پس این که:تهاجم فرهنگی تعریف  نا متعارفی است از انچه ما فرهنگش می نامیم .

                   

                                                                                                  سیدذبیح موسوی(کغار)




پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 14444

  • بهترین هاست
  • غاز
  • ضایعات