X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : پنج‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1392 | 12:28 | نویسنده : سید ذبیح موسوی

 دیالکتیک واژه ها

حالا دگه وقت نوشتنن. حالا همی جا پای گیتار هادی. از ادمونی که دگه نهن... دورن. دور... و خاطرونی به قیمت گریخون یه مرد. حالا وقت نوشتنن. حالا... حالا که سامون اگفتن انگار نا به سامونی حکومتی. خط کشی ، مرز بندی ، تقسیمات جغرافیایی... ای اقا دگه نه دگه حسی نین به مبارزه و نه بهونه ای. حالا که ات دی گریخون یه مرد.  

بتمرگی کنار همو تنها کهوری که بازتاب هر یادگارین برگ برگش ، تاغش ، حبیب زاده ، کلاس بازیگری عطایی ، فرهنگسرای شهید اوینی ، سرزمین ادمکهای مقوایی ، هوشنگ کرامتی ، ایسا سیا... سه سزیف ، عالی فاطی ، چشمهای خیره به راه صغرا، شون سرد چله کنتو  تو بغل... حالا وقت نوشتنن. حالا که ات دی گریخون یه مرد... مثل برشور نمایش ما بر میگردیم که وا دست مو نوشت.  

خوبن ، خوبن به ایروزو کافین.  

تا تو قدر مه بدونی دیر... دیر ، همیشه دیرن. همیشه به ادمی که زوالی ای نین دیرن. تا شو ابوت و دگه تارن و سرگ هل هلوک...    

 

همیشه وقت و بی وقت نوشتنن تا دیرن باید همو جا زیر نور ماه تو بغل گرم و شو سرد چله کنتو...  

اسماعل اکبری، نون و نوشابه ، سالن سید احمد خمینی ، پیاده تو پیاده رو رسالت... 



پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 14542

  • بهترین هاست
  • غاز
  • ضایعات